مرتضى مطهرى

388

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

معقولات ثانيهء فلسفى حكماى ما به دو نوع معقولات ثانيه قائل هستند : معقولات ثانيهء منطقى و معقولات ثانيهء فلسفى . البته معقولات ثانيهء فلسفى را اصطلاحا اعم از معقولات ثانيهء منطقى مىدانند به اين معنا كه مىگويند اگر منطقيين بگويند « معقولات ثانيه » منظورشان محدود است به يك معانى خاص كه همان معقولات ثانيهء منطقى است ، و اگر فلاسفه بگويند « معقولات ثانيه » آنها يك تعريف اعم دارند كه هم شامل معقولات ثانيهء منطقى مىشود و هم شامل معقولات ثانيهء غير منطقى . البته تا اين حد فقط يك اصطلاح است كه ما بگوييم اصطلاح فلاسفه اعم است از اصطلاح منطقيين . ما مىتوانيم اصلا يك اصطلاح اخصى براى فلاسفه قائل بشويم - و همين جور هم هست - كه معقولات ثانيهء منطقى را يك طرف بگذاريم و معقولات ثانيهء فلسفى را طرف ديگر . اينكه ما اين دو نوع معقولات ثانيه را در مقابل هم قرار بدهيم و يا يك تعريف اعم بكنيم كه شامل هر دو بشود اين ديگر فقط به اصطلاح مربوط مىشود و در واقعيت مسأله تغييرى نمىدهد . به هر حال ما واقعيت را مىگوييم و اصطلاح مسألهء مهمى نيست . معقولات ثانيهء منطقى به گونه‌اى بود كه ما به هيچ نحو نمىتوانستيم بگوييم در خارج مصداقى دارند ، مثل همان كليت و جزئيت و موضوعيت و محموليت و معرّفيت . ولى ما يك سلسله معانى ديگر داريم كه اينها در عين اينكه از سنخ معقولات اوليه نيستند ولى در خارج صدق مىكنند . « صدق مىكنند » يعنى به نحوى در ظرف خارج وجود دارند . كليت كه از معانى منطقى بود اصلا در خارج وجود نداشت . هيچ شيئى در خارج متصف به كليت نمىشود . ولى اين معانى به نحوى هستند كه اشياء در خارج متصف به اينها هستند ، مثل ضرورت و امكان و حتى امتناع . وقتى مىگوييم « اگر علت تامّه پيدا شود وجود معلول ضرورى است » يعنى چه ؟ وجود معلول در ظرف ذهن ضرورى است ، يا ضرورى است در ظرف خارج ؟ مسلّما مقصود ما اين است كه در ظرف خارج ضرورى است . عليت نيز از همين قبيل است . وقتى كه مىگوييم « الف علت است از براى ب » و الف را متصف به صفت عليت مىكنيم ، آيا اين عليت در ذهن است يا در خارج ؟ واضح است كه عليت در خارج است ؛ مىخواهيم بگوييم الف در خارج علت است